ALI GHANBARI

POETRY

آدرس جدید من
ساعت ۳:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/٩  

دوستان عزیزم ، آدرس من تغییر یافته و از این پس در این آدرس می نویسم :

www.aghanbari.blogfa.com


کلمات کلیدی:
 
مرثیه ای برای سیروس رادمنش / علی قنبری ( اعتماد ملی ،24/6/87)
ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢٥  

سیروس رادمنش این آخرین ترفند تو بود . مُردن توی پنجاه و سه سالگی  . هی مرد !  تو می خواستی رمبو بشی، ها ؟  حتی یه کتاب هم از خودت بجا نذاشتی . نشسته بودی تو شهر هفتکل  ملت بیان کشفت  کنن ؟  منتقدین و شارحین بازار مصرفت رو ببرن بالا .  مثل رمبو که رفت تو شهرهای دور شرق تا گم بشه ، ، تو هم رفتی تو کمپها ، تو کمپها ، سراغ پایپینگ .. با لیستی از اندوه شخصی ات به کمپ ها رفتی و مرور کردی بطا لت « بیا  بیا » رو   .  دنبالت گشتم توی کانتینرها . توی انجینیر آفیس ها . تو «چیف » بودی یا «آسیستان» یا بازرس جوش.


کلمات کلیدی:
 
معرفی و دو شعر از « پل هوور » شاعر آمریکایی / ترجمه علی قنبری
ساعت ٧:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳  

در هریسون بورگ ویرجینیا متولد و در اوهایو جنوبی بزرگ شد .  « نامه به انشتین در آغاز آلبرت عزیز « ( 1979 ) ، همه زیاد حرف می زنند ( 1983 ) ، آواهای عصبی (1986 ) ، ایده ( 1987 ) و شعر بلند « نوول » (1991 ) عناوین  کتابهای شعر پل هوور هستند .  شعر بلند «نوول»  بعد از انتشار رمان او با عنوان « سایگون ، ایلینیوس » در سال 1988 نوشته شده است . « نوول » دشواری های مولف پست مدرن را بواسطه ی متن های پیدا شده ، پارودی های کارآگاهی ، ماجراها و رمانس ها و عقاید مولفانه را بررسی می کند . کارهای اولیه او بشدت تحت تاثیر شعر سورئالیسم بویژه هنری میشو و رابرت دسنوس و همچنین «سوگند زمین تنیس » جان اشبری بود .


کلمات کلیدی:
 
شعر « زوزه » آلن گینزبرگ / ترجمه ی علی قنبری
ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳  

بهترین مغزهای نسلم رو دیدم که با جنون  تباه شدند ، تشنه ی عریانی دیوانه وار،

صبح ِ سحر خودشونو کشون کشون می رسوندن به خیابون کاکا سیاها  به دنبال یه چیزی که بزنن تو رگ ،

نشئه گان فرشته خوی مشتاق سیر ملکوتی با دینام پرستاره ی ماشین شب ، 

اونا که آس و پاس و لت و پار و چشم گود افتاده و نشئه بیدار موندن پُک زنان تو تاریکی ملکوتی  آپارتمانهای نمناک برفراز قله های شهرهای غرق ِ  در جاز ،

اونا که مغزشونو گشودند به بهشت رو ریل راه آهن  و دیدم فرشته ها ی محمدی رو تلوتلو خوران رو سقف آذین بسته ی خونه های اجاره ای


کلمات کلیدی:
 
گری اسنایدر gary snyder
ساعت ٧:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳  

همانطور که می دانید گری اسنایدر" شاعر آمریکایی برنده جایزه ١٠٠ هزار دلاری شعر راث لیلی شد. این جایزه که هر سال از سوی بنیاد شعر آمریکا اعطا می‌شود و یکی از گران‌ترین جوایز ادبی آمریکا به شمار می‌رود، گری اسنایدر را به عنوان بهترین شاعر سال ٢٠٠٨ معرفی کرد.این جایزه در سال ١٩٨۶ توسط راث لیلی تأسیس شد و بنیاد شعر آمریکا مدیریت آن را برعهده دارد. از برندگان پیشین آن می‌توان به دونالد هال، چارلز رایت و... اشاره کرد.

در همین ارتباط گفتگویی  داشتیم با علی قنبری شاعر و منتقد  جهت معرفی بیشتر این شاعر آمریکایی که بهمراه ترجمه ی شعر «سنگریزه » او در ادامه ی مطلب ملاحظه می کنید :

 گری اسنایدر به همراه آلن گینزبرگ ، جک کرواک  ، گریگوری کورسو و لارنس فرلینگتی  از پیشگامان نسل بیت در دهه ی شصت بودند که اشعارشان در آن زمان بعنوان  عامه گراترین شعرهای جدید تلقی می شد.


کلمات کلیدی:
 
نگاهی به شعر گراناز موسوی / علی قنبری / روزنامه شرق
ساعت ٥:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳  

رویکرد گراناز موسوی به یک شعر تصویرگرا است که  به انسجام و تمامیت طلبی و نیز یک فرم بسته و ساختمند عنایت  دارد . او نظارت کاملی بر سازوکار شعرش دارد و میل نهایی اش به یک وجه استعلایی و عموما درگیر وجهی استعاریک و جایگزینی مسائل روزمره ی زندگی بواسطه ی تصویرسازی های استعاری است . او اصرار و الزام دارد که بازگو کننده  دغدغه های زیستی اش به مثابه ی یک زن باشد ودر این راه هیچ نیازی نمی بینید زاویه ی تازه ای را اختیا ر کرده و با زاویه ی دید منحصربفردی به نگارش بپردازد ، بلکه عموما گزارش دهنده ی فضاهای عمومی و مانوس است که از فیلتر تصویر و استعاره می گذرد . شعر او شعری است که به هیچ وجه درگیر خطر نمی شود او می خواهد راههای هموار را برود ، میانه روی کند و حول محور مرکزی بچرخد و فرصت های نشر و جوایز ادبی را از دست ندهد.

 


کلمات کلیدی:
 
گفتگو ی من با رادیو زمانه (آمستردام) در باره ی سیروس رادمنش
ساعت ٥:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳  

سیروس رادمنش از جمله ی  شاعران موج موسوم به ناب بود  که به همراه سید علی صالحی ، آریا آریا پور ، یار مجمد اسد پور و هرمز علی پور در سال 54 وتوسط منوچهر آتشی معرفی شدند. اینها بچه های مسجد سلیمان بودند و همانطو ر که می دانید این شهر نقطه ی عزیمت مدرنیته و صنعتی شدن در ایران بود اما لحن این شاعران اتفاقا در تقابل با آن روند مدرنیسم و مالکیت افزار مدرن بود و بر خلاف جریان داستان نویسی جنوب لحنی شبانی و پاستورال رابود.گونه ای طبیعت گرایی و بدوی گرایی «پرایمیتیویسم » در شعر این ها وجود داشت گرچه می توان گفت لحن و نفس این شاعران با هم فرق می کرد. شعر سیروس به اعتقاد من بیشتر تحت تاثیر شعر دیگر بویژه شعر بیژن الهی بود و او بخصوص از ترجمه ی لورکای بیژن زیاد تاثیرگرفته بود .تاسی سیروس از موسیقی کلاسیک غرب . همچنین آرکائیسم قابل ملاحضه هست .سیروس همچنین متاثر از کانته خوندو اندلسی و «آن و جادوی » یا «دوئنده» نظیر شعر لورکا  و موسیقب فلامنکو بود . 


کلمات کلیدی:
 
گزارش رادیو فردا درباره ترجمه ی شعر پست مدرن آمریکا
ساعت ٤:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳  

«شعر پست مدرن آمریکا» در ایران منتشر می شود

30 ژوئیه 2006
بگزارش ایسنا خبرگزاری دانشجویان ایران علی قنبری کتابی را زیر عنوان «شعر پست مدرن آمریکا» بزودی در ایران منتشر خواهد کرد. آقای قنبری درباره کتاب یادشده به خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان، گفت: این کتاب نحله های متفاوت شعری آمریکا را بعد از جنگ جهانی دوم دربرمیگیرد؛ نحله هایی مثل کوهستان سیاه، مکتب نیویورک، مکتب سانفرانسیکو، نسل بیتbeat ، شعر زبان و .. این شاعر افزود: در واقع در این کتاب رویکرد متفاوت این نحله ها به شعر پست مدرن بررسی می شود و بخشی از آن هم ترجمه شعرهای شاعران پست مدرن است.

کلمات کلیدی:
 
گفتگو با ایسنا در باره ی شعر نیمه ی اول دهه ی هشتاد
ساعت ٤:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳  

 

آنچه در شعر نیمه ی اول دهه ی  هشتاد مشاهده شد  از جنبه ی تولیدی بسط و توسعه ی دستاوردهای دهه ی هفتاد بود و اینکه چیزی که آوانگارد و غیر قابل مصرف می نماید  بالاخره با تاخیر فاز می تواند فرصت کسب جوایز واقبال ناشران را بدست آورد . مسلما هر دوره ای متاثر از دوره ی پیش از خود است حالا چه در همان امتداد حرکت  و گستره را وسیع تر کند  و نمودار متصلی رسم نماید و چه اینکه وجه تقابلی به خود بگیرد و نمودار منفصلی رسم کند .

چیزی که مشخص است این است که شکاف عظیمی که بین به اصطلاح دهه ی هفتاد و شصت وجود داشت بین دو دهه ی هفتاد و هشتاد وجود ندارد و این البته  نشان دهنده ی امتیاز و یا تفوقی نیست بلکه آنچه که کاملا بر همگان روشن است این است که ما در نیمه ی اول دهه ی هفتاد شاهد تغییرات اجتماعی شدیدی بودیم ،  واقعه ی دوم خرداد ، شدت یافتن جریان اندیشگی و دستاوردهای نقد ادبی قرن بیستم در غرب و انفجار اطلاعات بواسطه ی گسترش استفاده از اینترنت و اساسا توسعه ی افزار تکنولوژیک و مسئله ی بسیار مهم تداخل امر فرهنگی و امر اجتماعی در این سالها دستاوردهای ادبی متفاوتی را رخنمون ساخت و البته ناگفته نماند که باید بگویم در دهه هفتاد ژانر شعر پیشروترین و بالنده ترین و پرتپش ترین ژانر هنری در زمینه دستاوردهای هنری است .

در نیمه ی اول دهه ی هشتاد از منظر رسانه گی ما با فعالیتهای پر تپش و پر هیجان دهه هفتاد روبرو نیستیم و ضمنا تمایل جامعه به امور فرهنگی به شدت کاهش یافته است و این سالها هم اهرم های غیرمستقیم اما پرقدرت سانسور فضای کاملا منفعلی را در عرصه ی ادبیات رقم زده است و تنور شعر کاملا سرد شده است و نیروی محرکه ی قدرتمندی برای تحریک مکانیزمهای شعری از قبیل وجه مصرفی متوسع ، جوایز ادبی ، نقد و نقادی و اساسا باز خورد مناسبی در قبال تولید ادبی وجود ندارد ، این است که ما اگر هم  اندک فضای پرتپشی را مشاهده می کنیم بیشتر از جانب  جوان های نورسیده ای است که برای مطرح کردن خودشان وارد این وادی شده اند و انگیزه ی دو چندانی دارند اما بعد از چند سال دچار عارضه ی معمول این سالها یعنی  جوانمرگی  می شوند .

دهه ی هشتاد شاهد بسط تئوری های دهه ی هفتاد بود و همچنین فراگیرشدن زبانیت و نیز مولفه ی مهم شعر پست مدرن یعنی  « عدم قطعیت » در اشعار شاعرانی که مخالف این جریانات بودند قابل  توجه است .

و همچنین  این اندیشه نیز جا افتاد که معنا چیزی نیست جز برساخته ی ذهنی ما  یعنی چیزی که هستی شناسیک است تا معرفت شناسیک و شعر زبان موقعیتی را ایجاد می کند که بواسطه ی آن می توان واقعیت های متکثری را ایجاد کرد . گرچه بعضا از گفته های  بعضی شاعران هم نسلم (دهه هفتاد ) در تعجبم که عنوان می کنند ما در حال رجعت به شعر معنا گرا هستیم ! و فکر می کنم اینها درک بسیار نادرستی از معنا و معناگرایی دارند .

از سوی دیگر خوشبختانه در دهه ی هشتاد این ذهنیت یکسان نگری که باعث تولید انبوه مشابه ای از اشعار شده بود در هم شکست و توجه به زبان و زبانیت از منظرهای متعدد باب شد چیزی که هنوز هم توسع نیافته و جای کار بسیار دارد .

و باید بگویم شمشیر برنده ی شعر جوان در دهه ی هشتاد نسبت به دهه ی هفتاد در حوزه ی رسانه ها کُند شده است ، گرچه جماعت شاعران جوان و پرقدرت با کتابهای کوچک و گهگاه نامه هایشان اگرچه در حاشیه اما همچنان سکاندار واقعی شعرند .

 

 


کلمات کلیدی:
 
خوانشی از « نامه (به / از رویا) و ضمائم پاره وقت»/سهیل غاقل زاده
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۳/۳/٢۱  

 

به دلایلی بنفش

1- متن قنبری از جلد متن قنبری آغاز می شود : ‹‹ از بابت کارهای جناب نوشته اند ، جواب 2914 نوشتم ›› البته این را

‹‹ به دلایلی بنفش ›› می نویسم . روی پاکت نامه روی جلد . با مهر معرب ، روی تاجی که آسیابان کش می رود . پاکت آنقدر ها هم سفید نیست . اصلا پاکت نیست .

2- آنچه در ‹‹ نامه (به / از ) رویا و ضمائم پاره وقت ›› اتفاق می افتد ، نمایش ِ نگارش و حکاکی یک سوژه درون زبانی نیست ، بلکه آفرینش بستری است که در آن سوژه ی فاعل ، دم به دم ناپدید می شود . چند گونگی در شعر قنبری نه از ابهام معنایی آن ، بلکه از چند گونگی ‹‹ استریو گرافیک ›› ( بعد نگارانه) دال های درهم تنیده شکل می گیرد . به بیانی دیگر متن قنبری مدیون حرکت زنجیروار پریشانی ها ، تزاحم ها و تداعی های مماس است .


کلمات کلیدی: